حسن سيد اشرفى
527
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
فرق بين جنس و فصل با ماده و صورت دارند مؤيد آن است كه مقصودشان از لا به شرط بودن و به شرط لا بودن همان امتناع ذاتى حمل در مبدأ و عدم امتناع ذاتى حمل در مشتقّ مىباشد . 482 - ملاك و صحّت حمل بين محمول و موضوع چيست ؟ ( الثّالث . . . و الذّوات ) ج : مىفرمايد : همانطور كه قبلا گفته شد : ملاك و صحّت حمل از يك طرف يك نحو اتّحاد « 1 » و اينهمانى ( هوهويه ) بين موضوع و محمول و مغايرت و دوئيّت مفهومى و يا اعتبارى بين موضوع و محمول از جانب ديگر باشد . « 2 » چنان كه در حمل مشتقّات بر ذوات
--> - كه جذب صورتهاى مختلف را به خود مىكند . مثلا افراد انسان ابتدا به صورت خاك بوده بعد صورت علف به خود گرفته و بعد صورت منى و بعد صورت علقه و نطفه و غيره به خود گرفته و به صورت انسان درآمده است . چنان كه يك تكّه موم اين قابليّت را دارد كه به شكل فيل ، اسب و غيره دربيايد . قابليّت جذب اين صورتها در اشياء و ذوات خارجى را مادّه يا هيولى گويند . در توضيح صورت بايد گفت : آن است كه شيئيّت و وجود خارجى ماهيّات و ذوات با آن تحقّق پيدا كرده و مصداقى براى وجود و شيئيّت ماهيّات مىشود . مثلا وقتى صورت انسانى به فعليّت درآمد و جذب شد ، وجود انسان محقّق مىشود و يا صورت حيوانى وقتى فعليّت پيدا كرد و جذب شد ، وجود حيوان محقّق مىشود . بنابراين ، صورت ، عبارت از آن چيزى است كه مبدأ شيئيّت شىء در خارج بوده و با صورت است كه مصاديق شىء مثل انسان ، حيوان ، شجر ، حجر و غيره در خارج وجود پيدا مىكند . ( 1 ) - قبلا هم گفته شد كه در حمل بايد يك گونه اتّحاد يعنى اتّحاد صدورى ، حلوى و يا ايجادى بين موضوع و محمول باشد . زيرا اگر بين موضوع و محمول مغايرت از جميع جهات يعنى هم مفهومى و هم وجودى باشد لازم مىآيد موضوع و محمول ، دو شىء مغاير و مباين هم باشند كه حمل دو شىء مباين بر يكديگر صحيح نبوده و نمىتوان گفت : « زيد عمر » چرا كه « زيد » هم از نظر مفهوم و هم از نظر وجود خارجى مغاير و مباين با « عمر » است . ( 2 ) - زيرا حمل عبارت از نسبت محمول بر موضوع بوده و در هر قضيّه سه جزء وجود دارد 1 - موضوع 2 - محمول 3 - نسبت بين موضوع و محمول . نسبت هم قائم بين دو شىء بوده و قوامش به آن دوئيّت است . اگر بين موضوع و محمول از جميع جهات فرقى نباشد ديگر نسبت بين دو شىء محقّق -